X
تبلیغات
رایتل
مامان بابا - برانو و خانوم خوشگله

برانو و خانوم خوشگله

زندگی یه زوج صفر کیلومتر

سلام

شنبه نتونستم بیام


سرم خیلی شلوغ بود

یکشنبه هم همینطور


همین الان بابام زنگ زد گفت الان قم اند ساعت 9.5 میرسند.


خانم خوشگله هنوزم نیست.


منم دیشب چنان سردردی گرفتم که حتی شامم نخوردم. ساعت 9 خوابیدم تا لان.


امیرعلی خونه ماست ( پسر خواهرم ) امیرحسین ( داداشش ) دیشب اینجا بود الان رفت مدرسه. منم شب میخوام برم تهران جلسه داریم.

خلاصه سرم عجیب شلوغ شده همه کارامم قاطی شده.


بیاین اینورا



+نوشته شده در دوشنبه 24 فروردین 1388ساعت07:48توسط قطره ای از دریای سبز | نظرات (16)

نظرات (16) نظرات (16)