X
تبلیغات
رایتل
تهران پایتخت ایران یا اولین سالگرد - برانو و خانوم خوشگله

برانو و خانوم خوشگله

زندگی یه زوج صفر کیلومتر

از روز شنبه تهرانم. یعنی 6 تیر 

 

میدونید 6 تیر چه روزیه؟؟؟ مسلمه نمیدونید 6 تیر سالروز ورود من به جرگه ی متاهلین محترمه. بله من 6 تیر عروسی کردم با خانوم خوشگله اونم چه عروسیی... 

 

نمیدونم چرا تا اسم عروسی میاد هرچی پیر و پاتاله یاد مردن می افتن تا ما اعلام کردیم که 6 تیر عروسیمونه ( پارسال رو می گم ) یهو زد و عمو نبی ( نسبت فامیلیش با من مث نسبت فامیلی بزغالست با دلفین ) عمرشو داد با شما. 

وقتی رفتم خونه و مامانم گفت عمو نبی مرده اولا دلم واسش سوخت آخه پیرمرد با نمکی بود ولی بعد از اینکه مامانم گفت باید عروسی عقب بی افته حسابی قاطی کردم آخه بابا اون اولا خیلی پیر بود ثانیا حالا مگه اون خیلی به ما نزدیک بود خلاصه جنگ و دعوایی شد که نگو و نپرس.... 

 

آخرش به این نتیچه رسیدیم که عروسی کلا خونه ی خانوم خوشگله اینا باشه بالاخره بعد از هزار پیچ و خم عروسی گرفتیم و جاتون خالی خوش گذشت ... 

 

از اون موقع یک سال میگذره چه زود گذشت... 

 

برگزدیم سراغ اصل مطلب 

 

دیروز بعد از کلی فکر به این نتیجه رسیدم که واسه خانوم خوشگله یه MP4 بگیرم اما بعد از کلی تحقیق و تفحص فهمیدم که با پولی که من دارم چیز جالبی نمیشه خرید و بازم فکر کردم تا بالاخره ویو به ذهنم رسید ( نمیدونم معادل فارسیش چی میشه شاید این بشه : صاف کن فر کن مو )  رفتم که بخرمش فروشندهه هم شهری در اومد و کلی حال و احوال و بالاخره خریدم. 

اینم بگم در کنار اخلاق های بدی که دارم یکیشون خیلی خوبه اونم اینه که یا یه چیزی رو نمیخرم یا اگه بخرم بهترین چیز رو میخرم (این خصلت رو از بابام به ارث بردم )  این بود که یه ست کامل خریمد م و میدونم که خیلی خوشحال میشه البته منم وضیفه ی خطیر سشوار نگه داشتن رو به این دستگاه محول می کنم..... 

 

راستی دیروز یه جین هم خریدم بعد از 2 سال دوری ... ماجراش توی وبلاگ پسر باد هست 

 

 

پی نوشت : انگار حالم داره بهتر میشه بازم سعی می کنم بنویسم

+نوشته شده در دوشنبه 8 تیر 1388ساعت11:01توسط قطره ای از دریای سبز | نظرات (0)

نظرات (0) نظرات (0)